تبليغاتX
دل داغدیده پریسا(به یاد شهرام عزیزم)

دل داغدیده پریسا(به یاد شهرام عزیزم)

شهرام عزیزم :من اسمت را روی قلبم حک میکنم تا همیشه برای تو وبه نام تو بتپد (روحت شاد)

این تپش قلب منه


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


یادته چقدر دلم میخواست جای این دوتا باشیم


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


راز پاییز

 

 

 http://sweetscentoflove.blogfa.com/پيداست هنوز شقايق نشديhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
زنداني زندان دقايق نشدي
وقتي که مرا از دل خود مي رانيhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي
http://sweetscentoflove.blogfa.com/زرد است که لبريز حقايق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي http://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/ پاييز بهاريست که عاشق شده است

 

 


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


love


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


عزیزم تولدت مبارک

من دوباره ديوانه شدم ميخوام حسابي جشن بگيرم

هدفون ها توگوش يااينكه اسپيكر روشن

حالا

فيلمبردارها وعكاس ها وسط يالله شروع كنيد

نوازنده ها وسط حالا

رقاص ها اماده برو حالا دست دست

بريدوسط يالا حالا


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


تولدت مبارک

حتي اگر پيشمم نباشي برام مهم نيست چون تو ديگه

توي قلبمي پس هيچ گاه فكرنكن كه فراموشت كردم

چه لطیف است حس آغازی دوباره

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای

آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ،

روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روزميلاد روز تو

روزی که تو آغاز شدي

تولدت مبارک


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


آرزوهای من

                            گاهي آرزو مي کنم...     

 

   کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را

 

                بخورم!!!

 

کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي

 

         ديدن يک لحظه

 

فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته

 

                     باشم!

 

کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد

 

                    تا امروز

 

چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک

 

                    بريزند!

 

کاش حرف هاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با

 

                        خود نگويم

 

" آخه او که ميدونست چقدر دوستش دارم!!!!"

 

 

 


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


           تقدیم به تک ستاره قلبم

 من اگه هنوز مي خونم واسه خاطر دل توست شعر من صداي غم نيست هم صداي حسرت توست .

 

  عزيزم اگه خزونم واست از بهار مي خونم تو رو تنها نميزارم گر چه تنها جا ميمونم .

 

  

 اگه تو شباي سردت با خودت تنها مي شيني من برات ميخونم از عشق تا که فردا رو ببيني .

 

  اگه هم صداي اشکي واسه آرزوي پرواز من برات مي خونم اي گل نو بهارو نبر از ياد .

 

   همه دل خوشيم به اينه که تو يادت موندگارم گرچه عمري تو اين دشت يه خزون بي بهارم .


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


دیگر نمیخواهم............

ديگر نمي خواهم صداي ملامت رااز حنجره ي شقايق هاي وحشي بشنوم

(مي خواهم فقط از حنجره هايي طلايي تو بشنوم)
من دست سبز تو را براي شکوفايي گل هاي وجودم مي خواهم

(دستي كه هنوز گرمايش را حس نكرده ام)
بيا که اشکهايم بهانه ي تو را مي گيرند

(اشكهاي گرمي كه در نبود تو از گونه هايم سرازير مي شود)
بيا که پريان احساسم پرواز را فراموش کرده اند

(پروازبا تو پركشيدن را)
بيا که حوريان اشکهايم قسم خورده اند که راه قدم هايت را نمناک سازند

(همان گونه كه گونه هايم را نمناك كرده اند)

گفتم:.....

بردن اسم تو از ياد کاريه که خيلي سخته ..... دل تو نقش يه قلبه که تو اغوش درخته


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


مثل باران


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


عاشقتم

عشق
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...

چون دنيا يه روز تموم ميشه

نميخوام بگم که مثل گلی...

چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...

چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...

چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم.

چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم...


 
 


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


عشق تو

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت