
عشـق یعنـی هـمون سـلام اول
عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب
عشق یعنی انفجار احساسات
عشق یعنی کم کردن فاصله ها
عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم
عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن
عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه
عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی
عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه
عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی
عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن
عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست
عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره
عشق یعنی از هیکلش تعریف کنی
عشق یعنی من وتو ما میشویم
عشق یعنی حرفشو باور کنی
عشـق یـعنی جادوش کنی

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
یه روز بهم گفت:
می خوام بهات دوست باشم ؛آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام ...
بهش لبخند زدم و گفتم :
آره میدونم. فکر خوبیه . منم خیلی تنهام...
یه روز دیگه بهم گفت:
می خوام تا ابد بهات بمونم . آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام...
بهش لبخند زدم و گفتم :
آره میدونم. فکر خوبیه . منم خیلی تنهام...
یه روز دیگه بهم گفت:
می خوام برم یه جای دور؛جای که هیچ مزاحمی نباشه. وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا. آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام...
بهش لبخند زدم و گفتم :
آره میدونم. فکر خوبیه . منم خیلی تنهام...
یه روز تو نامه برام نوشت:
من اینجا یه دوست پیدا کردم . آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام...
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم:
آره میدونم. فکر خوبیه . منم خیلی تنهام....
یه روز دیگه برام نوشت:
من قراره تا ابد با این دوستم زندگی کنم .آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام...
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم:
آره میدونم. فکر خوبیه . منم خیلی تنهام....
حالا دیگه اون تنها نیست واز این بابت خوشحالم وچیزی که بیشتر از اون خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه که من خیلی خیلی تنهایم

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
من به مردی وفا نمودم و او
پشت پا زد به عشق و امیدم
هر چه دادم به او حلالش باد
غیر از ان دل که مفت بخشیدم
دل من کودکی سبکسر بود
خود ندانم چگونه رامش کرد
او که می گفت دوستت دارم
پس چرا زهر غم به جامش کرد
باز هم در نگاه خاموشم
قصه های نگفته ای دارم
باز هم چون به تن کنم جامه
فتنه های نهفته ای دارم
باز هم میتوان به گیسویم
چنگی از روی عشق و مستی زد
باز هم میتوان در اغوشم
پشت پا بر جهان هستی زد
باز هم می دود به دنبالم
دیدگانی پر از امید و نیاز
باز هم با هزار خواهش گنگ
می دهند بسوی خویش آواز
باز هم دارم آنچه را که شبی
ریختم چون شراب در کامش
دارم ان سینه را که او می گفت
تکیه گاهیست بهر آلامش
ز آنچه دادم به او مرا غم نیست
حسرت و اضطراب و ماتم نیست
غیر از آن دل که پر نشد جایش
به خدا چیز دیگرم کم نیست
کو دلم ، کو دلی که برد و نداد
غارتم کرده، داد میخواهم
دل خونین مرا چه کار آید
دلی آزاد و شاد می خواهم
دگرم آرزوی عشقی نیست
بیدلان را چه آرزو باشد
دل اگر بود باز می نالید
که هنوزم نظر به او باشد
او که از من برید و ترکم کرد
پس چرا پس نداد آن دل را
وای بر من که مفت بخشیدم
دل آشفته حال غافل را
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
تازه معنی این حرفت رو میفهمم که میگفتی:
جونم به جونت بسته است 
آره جون منم به جونت بسته است 
نفس میکشم تا زمانی که تو نفس بکشی
زنده ام تا زمانی که تو زنده باشی
با تمام عشقم این گلها رو تقدیم به خودت میکنم
و میگم: عزیزم عشق منی !...
من همه نیلوفران را فرش راهت میکنم
من جهانی را فدای یک نگاهت میکنم 

کاش میشد با تو بودن را نوشت 
![]()

تا که زیبا را کشم بر هر چه زشت

کاش میشد روی این رنگین کمان 
![]()

مینوشتم تا ابد با من بمان
![]()
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
میون این همه دل ، همه جور و همه رنگ
یه دل ساده می خوام ، مثل آسمون یه رنگ
یه دل ساده می خوام ، یه دلی که دل باشه
میون این همه دل ، غیر آب و گل باشه
دل دریا ، دل رود
دل آبی ، دل آب
دل بی رنگ و ریا ، صاف و ساده بی نقاب
یه دل از همه جدا ، مثل آیینه دیدنی
قصه هاش شنیدنی ، همیشه شکستنی
سخت تنهایی راه 
سخت بی همنفسی
چی میشد یه روز بیاد
اون که نیست مثل کسی 
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دوستای گلم ممنون که هیچکدومتون تنهام نذاشتید در ضمن یه حرف با دوستای گلم دارم دوستای خوبم شهرام من هیچوقت منو ترک نکرده بلکه شهرام من فرشته ایی است از فرشته های مهربون خدا ونزدیک یک سال که خاک گور داره رو سینه تنومندش سنگینی میکنه . خیلی دوستون دارم این ایدی منه کاری داشتید در خدمتمafsoos_parisa پریسا
.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY