
مانده ام در کوچه های بی کسی
سنگ قبرم را نمی سازد کسی
مردمو خاکسترم را باد برد
بهترین یارم مرا از یاد برد
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
در این شبهای سیاه ازغم ...
سپیدی عشق تو را می جویم ..
اما دریغ از این پندار خام ..
که در سیاهی سپیدی می جویم

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه كند؟
من هم زير آن نوشتم:بايد صبر كند
براي بار دوم كه از آنجا گذر كردم زير نوشته ي من كسي نوشته بود:
اگر صبر نداشته باشد چه كند؟
من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتراست،
براي بار سوم كه از آنجا عبور مي كردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.
اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
کاش روز دیدنت فردا نبود!!!

کاش میشد هیچ کس تنها نبود ...

کاش میشد دیدنت رویا نبود .....

گفته بودی با تو می مانم !! ولی .....

رفتی و گفتی و اینجا جا نبود ....

سالیان سال تنها مانده ام .....

شاید این رفتن سزای من نبود ......

من دعا کردم برای بازگشت ......

دست های تو ولی بالا نبود ......

باز هم گفتی که فردا میرسی ......

کاش روز دیدنت فردا نبود !!!
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
می گویند شیشه ها احساس ندارند
اما وقتی روی شیشه بخار گرفته ای نوشتم
دوستت دارم
آرام گریست...........

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دوستای گلم ممنون که هیچکدومتون تنهام نذاشتید در ضمن یه حرف با دوستای گلم دارم دوستای خوبم شهرام من هیچوقت منو ترک نکرده بلکه شهرام من فرشته ایی است از فرشته های مهربون خدا ونزدیک یک سال که خاک گور داره رو سینه تنومندش سنگینی میکنه . خیلی دوستون دارم این ایدی منه کاری داشتید در خدمتمafsoos_parisa پریسا
.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY