
صدافسوس اینگونه نیستم حال انسانی هستم که قلبش جایگاه همیشگی قلب توست
جایگاه همیشگی دستانت که با قدرتش قلبم را تکه تکه می کنند
جایگاه همیشگی صدایت که با اهنگش قلبم را می لرزاند
جایگاه همیشگی اغوشت که با گرمی اش قلبم را می سوزاند
و جایگاه همیشگی چشمانت که با نگا هشان قلبم را مجنون تر می کند
و این درد ها را من می کشم نه قلبم
برای قلبی که عاشق باشد این درد ها ارامش است
افسوس که من انسانم واز درد فراق جان می کنم
پس ای کاش به جای قلبم بودم که با دستان پر قدرتت صدای دلنوازت
اغوش گرفتنت و چشمان مست کننده ات به ارامش می نشستم.!!!!!!
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


دلمو دادم به تو،تا(ما)بشیم


دلمو دادم به تو،تا دیگه تنها نباشم
دلمو دادم به تو،چون تو چشات دریارودیدم
دلمو دادم به تو،تاهمه وقت یارهمیشگیم باشی
دلمو دادم به تو،چون میدونم تنهام نمی زاری
دلمو دادم به تو،تا احساسم رو گم نکنم
دلمو دادم به تو،تا آرزوهام بشی
دلمو دادم به تو،تایکی بشیم
دلمو دادم به تو،تنها تو
دلمو دادم به تو،
تنها تو...
تو..
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت

وقتي مي خواستمت ميترسيدم نگات كنم
وقتي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم.
وقتي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم
وقتي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم
حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم....
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت

خواهم که قلب گرمت اماج غم نگردد
باغ دلت الهی دشت ستم نگردد
اشک ندامت ای جان از چشم تو نبارد
دنیای ارزویت مرداب غم نگردد
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت

تو را از شب چیده ام!
درست مثل شعرهایم
سالها
تنهايي ام
تر از ديوان عشق بود
از واژه اي كور كه مدام جاده ميگريست!
و
من مي پيمودم
به جوشش يك دور
و به شور
كه ترا برايم زيبا مينوازد!
***
با تسبيح زمان
بر محراب زمين
بي ملا تر از هر صدري
وضو از كلامي ميگيرم كه به پا بوس لبت آمده اند!
آويخته ام به طره ي تو
كه بالا تر از هر اوجي
بر قامت جاري نازت به نماز سكوت مي ايستم
سالهاست
من مبتلا شده ام به مهرت
و
دردهاي تو به من....!!!
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت

سفری آغازم کرد به نشانی یک خواب
من خوابگرد چشمی آلوده به خویشم
یک خوابستانم خالی از مهتاب
هوایی بوس آلود به لب!
تختی خالی از تو! و منی پر از تختخواب!
هزارو یک شب آلوده به تب!
ماه من! برخوابم بتاب که شب شده ام .بی مهتاب!!!
یکباره بتاب! بتاب
بتاب تا خدایم به خواب عشق آید بیتاب بیتاب...!
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
![]()
تا تو نگاه ميكني كار من آه كردن است
اي به فداي چشم تو اين چه نگاه كردن است
![]()

آرام جان
رفت و دريغا از برم آرام جانم ميرود
همراه او با کاروان از تن روانم ميرود
هرگز ندارم طاقتی از بهر دوری ساعتی
اندر پی اش فرياد ها تا آسمانم ميرود
شد در گلو بغضم گره از بخت خود دارم گله
ای وای من ای وای دل آرام جانم ميرود
من تا سحر زاری کنم از ديده خون جاری کنم
چون بنگرم از پيش من آن دلستانم ميرود
تنها نگريد ديده ام تنها نسوزد سينه ام
آتش به جان زين رفتنش تا استخوانم ميرود
ای وای من ای وای من ای وای دل ای وای دل
آرام جانم ميرود گويی که جانم ميرود
![]()

سه غم آمد به جانم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره
غم یار
و
غم یار
و
غم یار
![]()
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
تو که بودی دلم لبریز عشق بود
تو که بودی همه جا عطر و بوی مهربانی داشت
تو که بودی آسمان چشمهایم پر ستاره بود
تو که بودی تمام چشمهایم عاشق هم بودند
تو که بودی همه چیز فرق می کرد
آری...اما حالا دیگر چشمهایم هم غریبی می کنند
گوشهایم تاب شنیدن صدایی جز به دنبال رد پای تو را ندارند
و حالا باید در انتظار دستهای شفا بخش تو باشم
و همیشه چشم به راه آمدنت هستم.
عشـــــــــــــــــــــــــــق من عاشـــــــــــــــــــــــــــــقم باش
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دوستای گلم ممنون که هیچکدومتون تنهام نذاشتید در ضمن یه حرف با دوستای گلم دارم دوستای خوبم شهرام من هیچوقت منو ترک نکرده بلکه شهرام من فرشته ایی است از فرشته های مهربون خدا ونزدیک یک سال که خاک گور داره رو سینه تنومندش سنگینی میکنه . خیلی دوستون دارم این ایدی منه کاری داشتید در خدمتمafsoos_parisa پریسا
.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY