تبليغاتX
دل داغدیده پریسا(به یاد شهرام عزیزم)

دل داغدیده پریسا(به یاد شهرام عزیزم)

شهرام عزیزم :من اسمت را روی قلبم حک میکنم تا همیشه برای تو وبه نام تو بتپد (روحت شاد)

بنویس

گفت بنويس گفتم با چه بنويسم قلم ندارم

گفت با استخوانت بنويس گفتم مركب ندارم با چه بنويسم

 گفت با خونت بنويس گفتم ورق ندارم بر روي چه بنويسم

 گفت بر روي قلبت بنويس گفتم چه بنويسم

گفت بنويس دوست دارم


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


گریه عاشق

امشب گريه ميكنم .

گريه ميكنم برا تو براي خودم

براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن.

برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي.

امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.

براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم

                               وهنوز شكست نخوردم

گریه عاشق


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


برای عشق

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو

 براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده 

 براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو

 براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه

 براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن

 براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير

 براي عشق وصال كن ولي فرار نكن 

 براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن 

 براي عشق بمير ولي كسي رو نكش 

 براي عشق خودت باش ولي خوب باش


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


می شنوم

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم

 و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌،

 براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و

 من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه

را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ،

 اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير

من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم !

 هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


دوستت دارم

وقتی سکوت

تک تک نرده های دیوار خانه ام را فرا گرفت و

هیاهوی درونم در پیچک مرموز شبهای تنهاییم

درهم تنیده شد

هیچ کسی نبود که مرا در یابد

وقتی قطره های باران بر گونهای می چکید و

با اشکهایم در هم می آمیخت

هیچ کسی نبود که اشکهیم را از بارن باک کند

بوی خیسسی باران زدگی

بوی عطر تنت

بوی شور و مستی دیدنت

و نبود ی که باریدنم را ببینی چه بی وقفه بود

هنوزم پنجره اطاقم خیس است


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


به نام خدای من خدای غریبه تنها

 

تا انتهای  جاده خواستم برم اما نشد...

از این جاده ها هم نمی توان به انتها رسید

 

 

تا انتهای جاده ها نمی توان رفت

زیرا هرکدام تکرار دیگریست

 

تکرار رفتن ها ؛ تکرار با تو بوده ها و بی تو بودن ها..

تکرار شکستن قلب ها ؛ تکرار یاد ها...

 

تکرار پیمان ها و تکرار گسسته شدن آن ها...

تکرار فاصله های بی انتها...

 

تکرار تکرار شدن ها...

و تکرار ها ...

 

لعنت به این فاصله ها که ما را از هم جدا کردند

باز برای تو نوشتمو به یاد تو؛ کاش بودی...

 

 کاش می دیدی که فراموش نمی شوی و بلکه چگونه تکرار می شود

از تو گفتن ها...

 

دوستت دارم تا ابد؛ تا همیشه

بگذار دوست داشتن ها هم تکرار شوند

 

 


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


خدا حافظ

خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام   

 خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

 

 خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید

 

  به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

 

  اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده ست

 

  نه اینکه می شه باور کرد دوباره اخر جاده ست

 

  خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها

 

 بدونی بی تو و  با تو همینه رسم این دنیا

 

  خداحافظ همین حالا ......... خداحافظ ....

 

...............

..........

.....


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت