تبليغاتX
دل داغدیده پریسا(به یاد شهرام عزیزم)

دل داغدیده پریسا(به یاد شهرام عزیزم)

شهرام عزیزم :من اسمت را روی قلبم حک میکنم تا همیشه برای تو وبه نام تو بتپد (روحت شاد)

مدیون منی

   Hosted by Tinypic.com 

با گیتار لحظه های سکوت و تنهایم

در گوشه ای با تو خلوت می کنم و تارهای  آن را آنچنان با احساس می زنم 

که خون از پنجه هایم بچکد فقط به خاطر تو

مدیون اشکهای منی اگر فراموشم کنی!!


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


حقیقت عشق

 

عشق یعنی مستی و دیوانگی 
     عشق یعنی با جهان بیگانگی
        
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر 
             عشق یعنی سجده با چشمان تر

                  عشق یعنی در جهان رسوا شدن
                      عشق یعنی اشک حسرت ریختن
                             عشق یعنی لحظه های التهاب
                                 عشق یعنی لحظه های ناب ناب
                                       عشق یعنی قطره و دریا شدن
                                             عشق یعنی دیده بر در دوختن
                                                   عشق یعنی در فراقش سوختن

 

 

 

عشق به امام زمان(عج) عشق به همه خوبیهاست، اگر عاشق باشیم...


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


حرفهای ناگفته من

 

الفبای زندگی را با ترنم های نفس های

 

تو آموختم. بهترینم دوستت دارم

y

یه حسی میگه به زودی همدیگرو می بینیم

 

 یه عالم حرف نگفته دارم.


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


آسمان دیده تو

امشب از آسمان ديده تو

روي شعرم ستاره مي بارد

در سكوت سپيد كاغذ ها

پنجه ها يم جرقه مي كارد

 

شعر ديوانه تب آلودم

شرمگين از شيار خواهش ها

پيكرش را دوباره مي سوزد

عطش جاودان آتش ها

 

آري،آغاز دوست داشتن است

گر چه پايان راه ناپيداست

من به پايان دگر نينديشم

كه همين دوست داشتن زيباست

 

از سياهي چرا حذر كردن

شب پر از قطره هاي الماس است

آنچه از شب بجاي مي ماند

عطر سكرآور گل ياس است

 

آه،بگذار كه گم شوم در تو

كس نيابد دگر نشانه ي من

روح سوزان و آه مرطوبت

بوزد بر تن ترانه من

 

آه بگذار زين دريچه باز

خفته در پرنيان روياها

با پر روشني سفر گيرم

بگذرم از حصار دنياها

 

داني از زندگي چه مي خواهم

من تو باشم ،تو،پاي تا سر تو

زندگي گر هزار باره بود

بار ديگر تو،بار ديگر تو

 

آنچه در من نهفته درياييست

كي توان نهفتنم باشد

با تو زين سهمگين طوفاني

كاش ياراي گفتنم باشد

 

بس كه لبريزم از تو،مي خواهم

بدوم در ميان صحراها

سر بكوبم به سنگ كوهستان

تن بكوبم به موج درياها

 

بس كه لبريزم از تو، مي خواهم

چون غباري ز خود فرو ريزم

زير پاي تو سر نهم آرام

به سبك سايه تو آويزم

 

آري آغاز دوست داشتن است

گر چه پايان راه نا پيداست

من به پايان دگر نينديشم

كه همين دوست داشتن زيباست


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


عشق

عشق

معنای شعر است

الهام رؤیا هاست

هیجان رقص است

موسیقی آوازهاست

عشق

شور و شوق روح است

احساس قلب است

عشق

شعر رؤیاهاست

رقص آوازهاست

و

روح قلب هاست


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


مادر خوبم روزت مبارک

 

 

مادر روزت مبارک

هنوز هم در پی گذشت سالها

تن خسته من گرمی نوازشت را می خواهد


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


اگر میدونستی چقدر دوستت دارم

 

 

 

 

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

سکوت را فراموش می کردی

 

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

چشمهایم را می شستی

اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی

 

اگر می دانستی چقدر دوستت دارم

نگاهت را تا ابد به من می دوختی

تا من بر سکوت نگاه تو

رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم

ای کاش می دانستی چقدر دوستت دارم

 

اگر می دانستی چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی

اگر چه خانه ی شیطان شایسته ویرانی ست

 

اگر می دانستی چقدر دوستت دارم

لحظه ای مرا نمی آزردی

که این غربیه تنها،جز نگاه معصومت

پنجره ای برای زیستن ندارد

وجز عشق بها نه ای

 

ای کاش می دانستی ........

 

 


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


راز گل سرخ

انکه می گویددوستت دارم 

تکه ای ازوجودت رامی شکند

                         وانراباخودمی برد.

همانگونه که گل سرخی راازساقه می چیند

                                 وبه توهدیه می دهد.

کدام باغبان گلهایش راازباغچه می چیند

وکدام عاشق شکوفه های احساس معشوقش راپرپرمی کند

                                                   که توبامن؟


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


 

 

دلم را شکست و مرتبه ی آخرش نبود

دیگر نشانی ز دل شاعرش نبود

گفتم چه وقت می گذرد که ندیدمت

مکث و سکوت و بی خبری... خاطرش نبود!!...*

 


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


نمی دانم چرا عاشق شدم

نمی دانم چرا عاشق شدم

شاید او خواست که من عاشق شوم

تا بدانم زندگی زیباست در پرتو عشق

عشق زیباست در حس کلام

و کلامی که به دل می نشیند

از شکوه پر هیاهوی نگاه عشق زیباست

اگر حتی او نخواهد دل دیوانه من را

 من از او فقط می خواهم

حس زیبای یک لبخند را

مگر از او چه می خواهم من

که می رنجاندم سپس می گوید دوستت دارم

و من می گویم

که دروغ است تمام حرفت

باز اه.. می کشد ومی گوید

عشق با رنجهایش زیباست

عشق بادلتنگی پا برجاست


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


شکستن توبه من

 

ا

گر دنیای ما سنگ است

بدان سنگینیه سنگ هم قشنگ است

اگر دنیای ما دنیای درد است

بدان عاشق شدن از بهر رنج است

اگر عاشق شدن پس یک گناه است

دل عاشق شکستن صد گناه است

شکستم بی صدا یک بار دیگر

خطا کردم من یک بار دیگر

دو چشم تو مرا از راه به در کرد

شکستم توبه را یک بار دیگر

 

 


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


رفت...............................

سر كلاس ادبيات معلم گفت :

 فعل رفتن رو صرف كن

گفتم : رفتم ...رفتي ...رفت

ساكت مي شوم ، مي خندم ،

 ولي خنده ام تلخ مي شود

معلم داد مي زند : خوب بعد ؟ ادامه بده

و من مي گويم : رفت ...رفت ...رفت

رفت و دلم شكست ...غم رو دلم نشست

رفت و شاديم مُرد ...

شور و نشاط رو از دلم برد

رفت ...رفت ...رفت

و من مي خندم و مي گويم :

خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است

كارم از گريه گذشته كه به آن مي خندم


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


برای تو می نویسم

 

 

برای تو می نويسم

برای نگاه زیبایت

برای شيرينی عشقی که در دلم هر لحظه بیشتر شعله می کشد

قلبم را از دورنگی های روزگار پاک نمودم تا عشق پاک تو را در قلبم جاودانه کنم

شور زندگی و امید را با بودنت حس می کنم حس زیبای تو را داشتن بی هيچ ترسی

از دوری بی هيچ ترسی از انتظار تلخ عشق برای تو می نویسم

تويی که قلبم را بی هيچ بهانه از آن خود نمودی برای تويی که دوستت دارم


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت