از جدا شدن نوشتى رو تن زخمى هر برگ
گريه كردم و نوشتم نازنينم يا تو يا مرگ
به تو گفتم باورم كن ميون اين همه ديوار
تو با خنده اى نوشتى هم قفس خدانگهدار
بنويس مهلت موندن يه نفس بود
سهم من از همه دنيا يه قفس بود
بنويس كه خيلى وقته واسه تو گريه نكردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
من كه تو بن بست غربت زخمى از آوار پاييز
فكر چشماى تو بودم با دلى از گريه لبريز
شب عاشقونه ى من كه حروم شد
مهلت بودن با تو كه تموم شد
ندونستم كه بايد از تو مى گذشتم
وقتي از غربت چشمات مي نوشتم
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
بهار تو آمد به ديدار من و آخر مرا از زمستان گرفت
كوير تنت را به باران زدند تن آسمان از عطش جان گرفت
تو مي رفتي و چشم من چشمه بود و من خيس بودم كه باران گرفت
عجب بارشي بود بر جان من كه چون رودي از عشق جريان گرفت
هواي تو بود و خيال تو بود كه دست مرا در خيابان گرفت
حقيقت همين است اي نازنين كه چشمت غزل داد و ايمان گرفت
تو و كوچه و آن زمستان سرد و من برگ بودم كه توفان گرفت

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
تو که میدونی عشق منی دوست دارم
واسه چی پس تو میگی میخوام برم دیگه دوست ندارم
یادته اون روزا که دستت تو دسته من
حالا تو میخوای بری منو نمیخوای دلبر من
میدونی من بی کسم تو بودی همه کسم
زندیگم تو بودیو حالا من خارو خسم
چرا تو لج میکنی
ابروهاتو کج میکنی
زندگیم تموم شدش برای تو
عمر من حروم شدش به پای تو
واسه تو حاضر بودم ستاره هارو بشمورم
شهرو آتیش بزنم بیام بگم دوست دارم

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم..
.
در چشمانت خیره شوم و بگویم دوستت دارم.![]()
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم![]()
سر رو شونه هایت بگذارم از عشق تو از داشتن تو
اشک شوق ریزم.![]()
منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم![]()
بوسه ی از سر عشق به تو تقدیم کنم ![]()
وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم![]()
آری من تو را دوست دارم
و عاشقانه می ستایم

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
خواستم هديه ای برايت بفرستم
گل گفت : مرا بفرست تا با عطرخود او را شاد سازم
گفتم : اوخودش گل است
خار گفت : مرابفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم ،
گفتم : او آنقدر مهربان است كه دشمن ندارد؛
بلبل گفت : مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم،
گفتم : نه او خوش صداست
ناگهان صدای قلبم به گوشم رسيد؛
صدای تاپ تاپ قلبم بود كه می گفت
مرا بفرست تادوستش بدارم.

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
عشق
به کسي عشق بورزید که لايق عشق
باشد
نه تشنه ي عشق
چون تشنه روزي سيراب مي شود.

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دوستای گلم ممنون که هیچکدومتون تنهام نذاشتید در ضمن یه حرف با دوستای گلم دارم دوستای خوبم شهرام من هیچوقت منو ترک نکرده بلکه شهرام من فرشته ایی است از فرشته های مهربون خدا ونزدیک یک سال که خاک گور داره رو سینه تنومندش سنگینی میکنه . خیلی دوستون دارم این ایدی منه کاری داشتید در خدمتمafsoos_parisa پریسا
.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY