تبليغاتX
دل داغدیده پریسا(به یاد شهرام عزیزم)

دل داغدیده پریسا(به یاد شهرام عزیزم)

شهرام عزیزم :من اسمت را روی قلبم حک میکنم تا همیشه برای تو وبه نام تو بتپد (روحت شاد)

صدایم کن

صدایم کن ...

ببین من چگونه بی صبرانه منتظر شنیدن

 انعکاس نامم از زبان تو هستم

نگاهم کن

 نگاهم کن و ببین که من چگونه مشتاقانه

 در سیاهی بی پایان چشمهایت در جستجوی

 نشانی از خود می گردم

دستانت را در دستان پر تمنای من بگذار

 و ببین که چگونه حرارت عشق

 سرمای دستانت را خواهد بلعید

و قلبت را به من بسپار تا در آن با تمام مداد رنگی هایم

 تصویری از عشق برایت نقاشی کنم

مهلتی می خواهم برای نوشتن

 برای خواستن برای گفتن

برای فریاد زدن  

برای شکستن این همه فاصله

با رفتن تو


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


تکه های شکسته قلب

 

نشسته بود

 روی زمين و داشت يه تيكه هايی رو از روی زمين جمع می كرد.

بهش گفتم: كمك نمی خوای؟

گفت نه.

گفتم: خسته می شی بذار كمكت كنم ديگه.

گفت: نه خودم جمع می كنم.

گفتم: حالا تيكه ها چی هست؟

بد جوری شكسته معلوم نيست چيه؟

نگاه معنی داری كرد و گفت: قلبم.

اين تيكه های قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم.

بعدش گفت: می دونی چيه رفيق؟

آدمای اين دوره زمونه دل داری بلد نيستن.

وقتي می خوای يه دل پاك و بی ريا رو به دستشون بسپری

هنوز تو دستشون نگرفته ميندازنش زمين و می شكوننش.

ميخوام تيكه هاش رو بسپرم

به دست صاحب اصليش اون دل داری خوب بلده.

ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه.

آخه می دونی اون خودش گفته

كه قلبهای شكسته رو خيلی دوست داره.

تيكه های شكسته ی قلبش رو جمع كرد

و يواش يواش ازم دور شد.

و من توی اين فكر كه چرا ما آدما دل داری بلد نيستيم موندم.

دلم می خواست بهش بگم

خوب چرا دلت رو می سپردی دست هر كسی؟

انگاری فهميد تو دلم چی گفتم.

برگشت و گفت: دلم رو به دست هر كسی نسپردم

اون برای من هر كسی نبود.

گفت و اين بار رفت سمت دريا.

سهمش از تنهايی هاش دريايی بود كه رازدارش بود.


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


نفهمیدی

 

وقتی برای اولین بار نگاهت کردم نفهمیدی.

وقتی حس کردم دوسِت دارم نفهمیدی.

وقتی عاشقت شدم نفهمیدی.

وقتی تو را با یکی دیگه دیدم نفهمیدی.

وقتی ازت متنفر شدم نفهمیدی.

وقتی حس کردم دوباره دوسِت دارم نفهمیدی.

می خوام بدونم اگه برات بمیرم میفهمی؟


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


خداي من ، به كي بگم ؟

0خداي من ، به كي بگم ؟ كي بشه از دنيا برم ؟

هميشه گريونه چشام هميشه حيرونه نگام0

0بگو چرا قصر وفا ، هميشه ويرونه برام ؟

مي گن جووني تو هنوز ، چي مي گي از شادي بگو0

0نمي دونم كه بخت من ، از راحتي نبرده بو

روزا به فكر رفتنم ، شبا دچار موندنم0

0انگاري جا خوش كرده غم ، توي طنين خوندنم

واسه من بي سرپناه ،هيچ سقفي پيدا نمي شه0

0تو اين زمونه غريب ، هيچ دلي دريا نمي شه

شبا تا صبح دعا و اشك ، روزا تا شب غم و جنون0

0بهار ديگه تموم شده ، اومده باز فصل خزون

كاشكي كه اين ترانه ها ، هيچ جايي پيدا نمي شد0

0كاشكي كه بين عاشقا ، هيچ كسي تنها نمي شد

دوباره بيت آخرو ، همون غم هميشگيم0

0هزار تا بيتم كه بشه ، درست نميشه زندگيم


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


از ان توست

 

قلب من می تپد
احساس,
شیرینی,
رویا,
همه در تپش قلب نهان.
و همه
در گوش من,
چه نوازشگر و زیباست.
این پاک ترین عشقهاست.
و هدیه ای از آسمان,
لطیف ترین
و شیرین ترین ترانه ها.
معجزه ی دستهای او
زاییده ی یک تپش
تنها یک تپش ,
تپش عشق.
و می خواند
شیرین ترین ترانه ها را:
قلب من,
برای همیشه
از ان تو است.
و در ان حاال
که ذرات درخشان جادویی
به آسمان می رود,
آرام زمزمه می کند:
عشق ما
همیشه
و تا ابد باقی است.
و قلب من
برای همیشه
وتا ابد ,
از آ ن توست


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت