سردی نگاهو بشکن فاصله سزای ما نیست
تو بدون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست
بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه
می میرم بی تو![]()
خوندن من یه بهانه ست یه سرود عاشقانه ست
من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم
تو خودت دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه
می میرم بی تو![]()
من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم
اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم واست می میرم،جواب دنیا رو میدم
با تو می مونم واسه همیشه
خاطرات تو رو چه خوب چه بد هک می کنم توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم...
می میرم بی تو![]()
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
آرزو دارم دستت در دستانم بود و مرا نوازش ميكردی...
آرزو دارم مرا در آغوش خود بگيری و در آغوشت با من با صدای
آهسته درد دل كنی ...
آرزوی يك بوسه ات را دارم ، بوسه ای از سوی كسی كه زندگی من است...
آرزوی پرواز را دارم ، پرواز از اين سرزمين بی محبت ، ميخواهم سفر كنم ،
سفر به سوی سرزمين خوشبختی ها و كاش همسفر من تو بودی...
آروزی شنيدن صدای نفسهايت را دارم ، كاش فاصله ای نبود و كاش ما در
كنار هم بوديم تا صدای نفسهای گرمت را احساس كنم ، كاش مرزی نبود بين
ما و ای كاش اگر هم مرزی بود آن مرز تو بودی..
آرزو دارم دستت درون موهايم بود و برايم در يك شب عاشقانه آواز لالايی
رامی خواندی...
آرزو دارم حتی از دوردست ها نيز چهره ات را ببينم ، اما ...
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
ای پاکتر از آب و آینه
تو از کدامین دیاری که با خود طراوت و تازگی
به ارمغان آوردی تو تندیس تمام زیبایی های دنیایی
هرگز از پیشم نرو که رفتنت پرده ای به روی روشنایی زندگی ام می کشد
مرا ترک نکن که من محتاج توام
هرشب در سکوت وتنهایی صدای گام هایت در گوشم طنین انداز است
و در آن لحظه قلبم از طپش می ایستد و با چشمانی منتظر به مسیر
آمدنت می نگرم
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
اما اینبار مینویسم برای تو؛برای لبخند تو
برایت می نویسم؛ که بخوانی تا بدانی:درزندگی ام فقط تورا دارم
که بخوانی تا بدانی
تنهاچیزی که سرکشی ام را ارامش می بخشد فقط تویی که بخوانی تا
بدانی برایم همچون اب برای گل
برایت مینویسم که بخوانی وبدانی
من هرگز کسی را که با سخن دیگران در کنارشبه ارامش رسیده ام
اسان از دست نخواهم داد
می نویسم تا بدانی
وقتی امدی پاییز بود
با امدنت پاییز را بهار کردی
زندگی احساس من نه پاییز را داشته است ونه زمستان را
نگزار پاییز بیاید و ماندگار شود
نگذار زمستان بیاید و بهار گریزان شود و باز هم پاییزبماند
تورا به دل بهارت قسم بمان وفصل ها را بهم نریز
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دوستای گلم ممنون که هیچکدومتون تنهام نذاشتید در ضمن یه حرف با دوستای گلم دارم دوستای خوبم شهرام من هیچوقت منو ترک نکرده بلکه شهرام من فرشته ایی است از فرشته های مهربون خدا ونزدیک یک سال که خاک گور داره رو سینه تنومندش سنگینی میکنه . خیلی دوستون دارم این ایدی منه کاری داشتید در خدمتمafsoos_parisa پریسا
.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY