
چند روزه دل دیوونه می گیره همش بهونه
آتیشم می زنه هر شب جای خالیت توی خونه
دل من هواتو داره دیگه طاقت نمی یاره این
این دل همیشه گریون مثل ابرای بهاره
کی تو رو دوست داره قدیه دنیا
کی می خواد با تو باشه حتی تو رویا
دنبال جای پاهات روی شن های قشنگو خیس دریا
نگو که رفتن تو سهم منه دل من طاقت نداره میشکنه
نگو که باید جدا شیم نگو قسمت منو تو رفتنه

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
صدای ِ سکوت ِ لحظه ها ، شنیدن نـداره
توی آسمونی که کرکسا پرواز میکنن
دیگه هیچ شاپرکی ، حس ِ پریدن نداره
دستای نجیب ِ باغچه ، خیلی وقته خالیه
از تو گلدون ، گلای کاغذی چیدن نداره
بذا باد بیاد ، تموم ِ دنیا زیر و رو بشه
قلبای آهنی که ، دیگه تپیدن نداره
خیلی وقته ، قصه ی اسب ِ سفید ، کهنه شده
وقتی که آخر ِ جادهها رسیدن نداره
نقض ِ قانون ِ آدمبزرگا جـُرمه ، عزیزم
چشاتو وا نکن ، اینجا هیچ چی دیدن نداره

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت

رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات
میخوام یه بار ببینمت سر بذارم رو شونه هات
دوست داشتم با گلای سرخ می اومدم به دیدنت
نه اینکه با رخت سیاه چشای سرخ ببینمت
گلو پرپر میکنم سر مزارت
تاابد بارونیه چشمای یارت
رفتی افسوس گل من تو در دل خاک
از تو یادگاریه چشمای نمناک
پاییزغریب و بی درد اونهمه برگ مگه کم بود؟
گل من رو چراچیدی؟گل من دنیای من بود
گلمو ازم گرفتی تک و تنها زیر بارون
حالا که نیستی کنارم میذارم سر به بیابون
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت

آخر ای دوست٬ نخواهی پرسید
که دل از دوری رویت چه کشید؟
سوخت در آتش و خاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسید...
داغ ماتم شد و بر سینه نشست
اشک حسرت شد و بر خاک چکید
آن همه عهد فراموشت شد؟
چشم من روشن٬ روی تو سپید...
جان به لب آمده در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبح امید؟
آخر این عشق مرا خواهد کشت
عاقبت داغ مرا خواهی دید...
دل پر درد مرا مشکن
که خدا بر تو نخواهد بخشید

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
رو در و دیوار این شهر همش از تو یادگاره
توی این کوچه ی تاریک منو تنها نمی ذاره
یاد حرفای قشنگت که توی قلبم لونه می کرد
یاد دلتنگی چشمات که مرا بهونه می کرد
میزنه آتیش به جونم بس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو واسه ی کی بس بخونم
دل من هواتو کرده آخ کجایی نازنینم 
کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنها ترینم 
توی این بازی که ساختیم من همه هستیمو باختم 
زیر بات گذاشتی آخر عشقی که من از تو ساختم 
اگه تو دوسم نداشتی از دلم خبر نداشتی
دلت از سنگ شده انگار که منو تنها گذاشتی 
میشینم منتظر اینجا تا تو برگردی دوباره
تا بشینی بای حرفام بریم تا ماه و ستاره 
میدونم میای یه روزی یه روزی که خیلی دیره 
یه روزی دلم شکستم سر این کوچه می میره 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دوستای گلم ممنون که هیچکدومتون تنهام نذاشتید در ضمن یه حرف با دوستای گلم دارم دوستای خوبم شهرام من هیچوقت منو ترک نکرده بلکه شهرام من فرشته ایی است از فرشته های مهربون خدا ونزدیک یک سال که خاک گور داره رو سینه تنومندش سنگینی میکنه . خیلی دوستون دارم این ایدی منه کاری داشتید در خدمتمafsoos_parisa پریسا
.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY