
چه غریبانه بود ...آمدنم ....چه غمگین آرا بود ... دیدارم به دنیا ...
انگار بخت و سرنوشت در جلوی چشمانم بود و دیده می شد و می دانستم ... به گذشته ...
سخنی از دنیای تلخ ... از برخورد ناشی از ملک جاودان و دزده باران آسمان ....
چه سخت بود آن هنگام که باختم... باختم خود را در پستی تقدیر ...
با همه شکستن ....در پلیدی ها .... با تو من چه کرده بودم ...
نیستم... با تو چه کرده بودم که چنین مرا شکستی .... نیستم ...
از چشم تو نیست ان که بر من است ....
آمدم ...آمدنم چه غریبانه بود .... چرخیدم .... چنان کودکی از پا بریدم ...
ایستادم .... با تو هستم ای مسافر .... شکستم ... باختم و مردم ...
فاصله بین آمدن تا رفتن دو خط است ... چه آسان.. خط ها را خط خطی نکن ....
من خط خوردم ....
باختم ....

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
وقتی تنها شدم معنی
خیلی از حرفها رو فهمیدم
درد دوری ، حسرت دیدار ، جدایی ، فاصله ، غم وغصه
کاش همه اینها معنی دیگه ای داشتن
ولی دلتنگی وتنهایی منو با همه اینها آشنا کرد
شبها با حسرت دیدار تو خوابیدم
همه رویاهای شبهامو با غم دوری تو به صبح رسوندم
و بالاخره با تنهایی از خواب بیدار شدم.
از تنهایی با همه دوست شدم
با فاصله ها و جدایی ها و حسرت ها زندگی کردم
اما تنها کسی که به من وفادار موند و تنهام نذاشت،
تنها یار تنهاییم ، تنهایی بود
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دوستای گلم ممنون که هیچکدومتون تنهام نذاشتید در ضمن یه حرف با دوستای گلم دارم دوستای خوبم شهرام من هیچوقت منو ترک نکرده بلکه شهرام من فرشته ایی است از فرشته های مهربون خدا ونزدیک یک سال که خاک گور داره رو سینه تنومندش سنگینی میکنه . خیلی دوستون دارم این ایدی منه کاری داشتید در خدمتمafsoos_parisa پریسا
.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY