
این روزا تنها کسی که می فهمه چی میگم دلمه!
میدونه چی به سرم اومده
به خاطر همین اونم با من بغض می کنه
با من درد می کشه!
دلم تنها چیزیه که واسم نقش بازی نمی کنه!
باورم داره!
باورش دارم!
این سکوتم رو دوست دارم . . . اگرچه سنگینه و این سنگینیش خودم رو بیش از هر کسی آزارمیده!
دوست ندارم برگردم به اون روزها!
از اون روزا خاطره ی خوبی واسم نمو نده . . .صفحه های سیاه اینجا شاهدن!
همه چیز رو ثبت کردن!
من روزهای طولانیه که دیگه دلتنگی هامو به کسی نمی گم!
می خوام خودم تحملشون کنم!
شاید هم دیگه نمیدونم چه جوری باید حرف بزنم
دیگه نمیدونم از چی بگم

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
شهرامم
گاهي آرزو مي کنم... کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را
بخورم!!!
کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي یک
ديدن يک لحظه
فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته باشم
کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شدم
تا امروز
چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
شهرام جونم:
امروز از اون روزایی بودکه باز ، دلم هواتو کرده بود
ولی مشکل اینجاست که با عقلم عاشقت شدم و حالا حرف دل و عقل یکیه !!!!هر چی بیشتر سعی میکنم عاقل باشم ، عاشق تر میشم...!!!
هر وقت دلم میگیره ، وقتی خیلی ناراحتم ، وقتی خیلی خوشحالم ، وقتی احساس تنهایی میکنم ، وقتی دور و برم خیلی شلوغه ولی تو نیستی ...!
شدیدا تو رو کم می آرم و دلم هواتو میکنه ، دلم میخواد همه اون لحظات رو با تو قسمت می کردم ، ، دلم میخواد هنوز هم هر روز به شوق تو برمیگشتم خونه به شوق شنیدن صدات ، دیدن چشات...!
اما وقتی یادم می افته اینا همش آرزوی محاله دلم میگیره...!
اونقدر که دیگه هیچی بازش نمیکنه .. جز شنیدن صدات ، که اونو هم ندارم ...
من چیکار کنم که فراموشت کنم؟؟؟ مگه اصلا عشق فراموش شدنیه؟؟؟ کی تونسته که من بتونم؟؟؟ نمیدونم شاید باید یه مدتی همه چیز و کنار بذارم تا به نداشتنت عادت کنم ، تا باورم شه من و تو مال یه دنیا نبودیم و تو سهم من از این دنیا نبودی ، تا بتونم بپذیرم اومدنی رفتنیه!!!
میدونم حتی با این حرفام ممکنه از دستم برنجی ( چیزی که اصلا نمیخوام ) اما حالا که تو رو ندارم ، اقلا اینجوری میتونم بهت بگم که چقدر دلم برات تنگه وچقدر سخته که این آرزوی محال با تو بودن رو باید برای همیشه تو دفتر قلبم نگه دارم

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت

شهرام جونم :
گوش کن!صدای امواج ناآرام دریا را میشنوی؟دارد باران میبارد.دریا هم بیقرار شده است،مثل دل کوچک من.دل کوچک من که برای دیدن تو بیقراری میکند.
من کنار ساحل تنها نشسته ام.سرم را روی زانوان بی رمقم گذاشته ام.موجهای وحشی و مست،پاهایم را خیس میکنند.ابرهای تیره آسمان را پوشانده اند.باد می آید.
بند از موهایم میگشایم و موهایم را به دستان سبک باد میسپارم.نمیدانم این اشکهای من است یا قطره های روشن باران که صورتم را خیس کرده است.
در تمام ساحل هیچکس نیست.دلم میخواهد فریاد بزنم و بگویم چقدر دلتنگم.بگویم که دل دیوانه ام فقط تورا میخواهد.دلم فقط تو را میخواهد و دیگر هیچ...
وقتی تونیستی هیچ چیز زیبا نیست.همه چیز در برابر دیدگانم رنگ میبازد.
من خسته ام.دلم آغوش امن تورا میطلبد.دلم فانوس چشمهای تو را میخواهد تا در این سیاهی بی پایان راه را گم نکند.
نازنینم...ای کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم...نه!نگو که میدانی.آخر هیچ واژه ای را نمیشناسم که عشق مرا تعبیر کند.عشق من در قالب واژه ها نمیگنجد.
عشق مرا با هیچ چیز نمیتوان اندازه گرفت.وای که چه روزهای سختی را میگذرانم.
وای که این لحظه ها انگار هرگز به پایان خود نمیرسند.
وقتی تو در کنار منی انگار تمام دنیا به من لبخند میزند.من از عطر وجود تو مست میشوم.سبک میشوم.میتوانم تا آوج آسمان پرواز کنم.پرنده میشوم.
تو که میروی بالهایم میشکند،دنیا برایم قفس میشود.و هیچ دستی برایم آب و دانه نمیریزد.ای کاش در قفس بودم،ولی در کنار تو بودم.و دستان پر مهر تو برایم دانه میریختند و من هرروز تو را میدیدم.
من بدون تو نمیخواهم زندگی کنم.نمیخواهم زنده باشم.آه!دریا چه آهنگ غمگینی مینوازد.دلم گرفته است.
دارد باران میبارد نازنینم!آسمان هم دلش برای تو تنگ شده است.اشکهای زلالش گواهی میدهند.
دار باران میبارد نازنینم! باران عشق...

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
قصه ی من تموم شد آخر خط رسید
واسه همیشه میرم نمیشه بی تو باشم
با دیدنت یه روزی قصه ی عشق شروع شد
با رفتنت یه روزی قصه ی ما تموم شد
روزای با تو بودن قشنگترین روزا بود
روزای بی تو بودن سخت ترین لحظه ها بود
تو رفتی و عشقتو از دل من گرفتی
به جای عشق تو دلم غصه و غم گذاشتی
روز و شبام بی تو به چه سختی گذشتند
تو نبودی و ندیدی اشک چشام جاری بود
کاشکی وقتی میرفتی منو نگاه میکردی
گریه هامو میدیدی دوباره بر میگشتی
تو رفتی و دل من شکست و غصه دار شد
چشمای من بارونی اسم تو موندگار شد
منم مثل تو میرم
اما وفادار میرم
بدون تو میمیرم
همیشه دوستت دارم ...
.jpg)
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دوستای گلم ممنون که هیچکدومتون تنهام نذاشتید در ضمن یه حرف با دوستای گلم دارم دوستای خوبم شهرام من هیچوقت منو ترک نکرده بلکه شهرام من فرشته ایی است از فرشته های مهربون خدا ونزدیک یک سال که خاک گور داره رو سینه تنومندش سنگینی میکنه . خیلی دوستون دارم این ایدی منه کاری داشتید در خدمتمafsoos_parisa پریسا
.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY