تبليغاتX
دل داغدیده پریسا(به یاد شهرام عزیزم)

دل داغدیده پریسا(به یاد شهرام عزیزم)

شهرام عزیزم :من اسمت را روی قلبم حک میکنم تا همیشه برای تو وبه نام تو بتپد (روحت شاد)

هق هق تلخ صدام

شهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرامم

ای تو جاری توی رگهام صدای پای نفسهام
ای که بوی تو رو داره لحظه های خواب و رؤيام

فرصت بودن با تو اگه حتی یه نفس بود

برای باور بودن همه چيز و همه کس بود
کاش می شد با تو بهار آرزوهام پا بگيره
کاش می شد با تو دوباره زندگی معنا بگيره
کوچ عاشقانه تو لحظه شکستن من
خلوت شبانه من تا هميشه از تو روشن
از غم نبودن تو گريه کردم تو نديدی
هق هق تلخ صدامو تو نبودی نشنيدی


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


دیگه نمیخوام زنده باشم

 

شهرام گلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــم:

 گفته بودم بی تو آنی نتوانم زيست
گر زنده ماندم تمام عمر خواهم گريست
چون نمردم شرمنده چشمان توام
بی تو جوی اشک در ديدگان من جاريست
داغ هجر تو را با که بايد گفت
اين داغ تا جاودان در دل من باقيست
تو آفتاب بودی و ميتابيدی بر من
بی تو هوای خانه ی دل من ابريست
ای در خاک خفته. ای به آسمان رفته
برگرد که بی تو زمين من ز عاطفه خاليست
نگاه آسمانيت را ز من دريغ مکن
که هيچ نگاهی جز نگاه تو مهربان نيست
تو چو رويای صادقه به خوابم آمدی
افسوس که در پس هر خواب بيداريست
ای ياد تو ياداور روزهای خوب
تو بگو! در پس اين پرواز چه رازيست؟


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


اشک های طوفانی ام

شهرام جونم

چقدر دلم برايت تنگ شده
آنقدر که فقط نام زيباي تو در آن جاي مي گيرد
عزيز من ، قلب من
اي کاش مي شد اشک هاي طوفاني ام را قطره قطره جمع کرد
تا تو در درياي غم آلود آن غروب چشمانم را نظاره کني
اي کاش مي شد فقط يک بار
فرياد بزنم
دوستت دارم
و تو صدايم را مي شنيدي
نمي دانم چطور ، کجا و چگونه بايد به تو برسم؟
اي کاش به جاي عکس زيبايت
وجود نازنينت پيش رويم بود
و حرف هاي نا گفته ام را مي شنيدی
به راستي که تو اولين عشق راستينم هستي
شايد در گذشته هرگز اينچنين عاشق نشده بودم
اما؛
حال خوب مي دانم که فقط با شنيدن نام زيبايت
چشمانم بي اختيار مي بارد
اي اميد آخرينم
بدان که هر روز ، هر ساعت و هر لحظه
به در گاه آفريدگار تو دعا مي کنم
تا فقط يک بار بتوانم
چشمانم را زنداني نگاهت کنم


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت


ومن صد بار تنهاتر

 شهرام جونم

ومن صد بار تنهاتر

تو ميداني كه من جز با تو

با هر كس كه باشم...باز تنهاييم

تو ميداني كه اين بغض فرو خورده

به جز بر شانه هاي استوارت

جاي ديگر وا نخواهد شد

و ميداني كه من يك عمر چشمانم به در بودست....

دلم امروز ميخواهد

كه اين را هم بداني كه......

دگر ناب توانم نيست

ببين سردي زمستان دستانم را خجل كرده

وحتي اشك هم ديگر...

تسلي بخش غمها نيست

بيا كه ديگر از دست خيالت هم گريزانم

بيا كه سخت تنهاييم


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت