شهرام جونم خیلی سخته
خيلي سخته اين لحظه ها ، لحظه اي که تو
به
نيستي و من به تو نياز دارم!خيلي سخته تو باشي ، عشق من باشي ، من در انتظار تو باشم ، اما نتوانيم همديگر را
ببينيم
!خيلي سخته ، دلت گرفته باشد ، پر از درد دل و حرفهاي ناگفته باشد اما همدلي نباشد که
بشنود درد هاي دلت را
....خيلي سخته چشمهايت پر از اشک باشد ، گونه هايت خيس باشد اما همنفسي نباشد که
اشکهايت را پاک کند
....خيلي تلخه لحظه فراموش شدنت از خاطر او که دوستش داري
!خيلي تلخه لحظه پژمرده شدن گل ، لحظه اسير شدن پرنده اي تنها در قفس
!خيلي سخته لحظه هاي عاشقي ، دور از يار ، بدون دلدار، بي قرار و چشم انتظار
!خيلي سخته در اين کوير تشنه به انتظار آمدن خزان نشستن ، در زير برگهاي خشک به انتظار
سرما نشستن
!خيلي تلخه يک روز را با دلي گرفته به سر کني ، انتظار شب را بکشي ، غروب را ببيني و
دلگرفته تر شوي ، انتظار طلوع را بکشي ، شب را بي ستاره ببيني و شکسته تر شوي
!خيلي سخته اين وابستگي ، تحمل لحظه هاي بي کسي ، دور از عشق ، اين قصه را
ديگر نميتوان از سر نوشت
!
نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دوستای گلم ممنون که هیچکدومتون تنهام نذاشتید در ضمن یه حرف با دوستای گلم دارم دوستای خوبم شهرام من هیچوقت منو ترک نکرده بلکه شهرام من فرشته ایی است از فرشته های مهربون خدا ونزدیک یک سال که خاک گور داره رو سینه تنومندش سنگینی میکنه . خیلی دوستون دارم این ایدی منه کاری داشتید در خدمتمafsoos_parisa پریسا
.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY