شهرام گلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــم:

 گفته بودم بی تو آنی نتوانم زيست
گر زنده ماندم تمام عمر خواهم گريست
چون نمردم شرمنده چشمان توام
بی تو جوی اشک در ديدگان من جاريست
داغ هجر تو را با که بايد گفت
اين داغ تا جاودان در دل من باقيست
تو آفتاب بودی و ميتابيدی بر من
بی تو هوای خانه ی دل من ابريست
ای در خاک خفته. ای به آسمان رفته
برگرد که بی تو زمين من ز عاطفه خاليست
نگاه آسمانيت را ز من دريغ مکن
که هيچ نگاهی جز نگاه تو مهربان نيست
تو چو رويای صادقه به خوابم آمدی
افسوس که در پس هر خواب بيداريست
ای ياد تو ياداور روزهای خوب
تو بگو! در پس اين پرواز چه رازيست؟


 

نوشته شده توسط پریسا در ساعت موضوع | لینک ثابت